پدر

دخـتــَــر کـه بــاشی

میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ

آغــوش گــَرم پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی

کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و

دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی

دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه

هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی

چه بـاشه چـه نبــاشه

قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته




نگاهت...

راه درازی را آمده ام.

راه درازی بود برای دیدارت.

راه درازی برای بوئیدنت...

فقط نمی دانم چرا

نگاهت آن نگاه قدیمی نیست...

از پشت شیشه ها

دیدنت

رنگی ندارد...


حرفهـــــــایی هست،بدجور دل میشکنند...!بدجور دل می سوزانند...!
بدجورخراب میکنند...!حرفهایی از نزدیکترین کسانت....!!از عزیزترین کسانت.....!
گاهی دلت میخواهد ،نزدیک ترین ،آنقدر عزیز نبود...!!!
یا اگر بود ،کمی بیشـــتر...حواسش ،به تاثیرِ حرفهایش بود.


دروغ...

بــه مــا دروغ مـيــگــفــتــنــد... :

بــزرگــ شــويــد دردهــا را فــرامــوش مــيــکــنـيـــد ...


درســتــ ايــن اســتــ ...:


زنــدگــے آنــقــدر درد دارد کــه ...

از درد نــو درد کــهــنــه فــرامــوش مــيــشــود ...


...

...

منبع:اولين انجمن داستانهاي كره اي

دلتنگ..


گاهی که دلتنگ می شدم

می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس !

چندی ست اینجا می نویسم و دلشادم !

از اینکه احساس می کنم ” شــــاعــــــر” شده ام !

امشب که دلم شعر نمی خواهد چه کنم ؟

از دلتنگی ات “دیـــــــوانــــه” شده ام !!

پیشنهاد بهتری داری ؟!؟!




چند وقتیست همه دلگیرند از من.....
دلیل می خواهند....
مدرک می خواهند برای غمگین بودنم....
برای ناامید بودنم....برای تلخ شدنم.......
نگران نباشید....من نه غمگین شده ام...
نه ناامید....نه تلخ.......
فقط مدتیست به دنبالشان می گردم.....
مدتیست گم شده اند....

صبرم....تحملم......امیدهایم.....انگیزه ام......
نمیدانم کدام صفحه ی قصه ی سرگذشتم جا گذاشتمشان......


منبع:اولين انجمن داستان هاي كره اي

هيچ ميداني...؟!

هـیـچ مـیدانی ؟

از وقــتی کــه رفــته ای ..

از وقــتی کــه نیسـتی تــا شـب ها با یـک جـمـله ی " شـب بخـیر عـشقم"

خـوابـم را شیـرین و دلچــسب کـنی ..

مــن بـه نـیت مـــرگ سـر بر روی بـالـش مـیگذارم ؟


متنفرمـ
از تمام قهوهـ های تلخــــــــــــــــــــــــــــی
کِهـ
تورا قسمتـِ…
فالــــــــــــــــــــم نمی کند

فلاني!...

هی فلانی! 
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم
وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم که هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

منبع:انجمن stories1


لياقت...


لياقت ميخواد.....

بودن در قلب کسی که تمام دنیایش
حرف های ناگفته است.......................!!



یـه سـری آدمـــا هــسـتن...
اگــه آه بـکـــشـــَن...

خـدا دنــیارو بـراشـون زیر و رو مـیکـنه...

بـترسـید از اون روز...


منبع:ملکه شب

گاهي...

گاهي ....

انقدر دلتنگت ميشوم.....

كه دوست دارم ببينمت...

حتي با ديگري.

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

حواس تنهایی ام را با خاطرات
با تو بودن
پرت کرده ام �
بگو کسی حرفی نزند ..
بگذار
لحظه ای آرام بگیرم

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


تو
رنگ می‌دهی
به لباسی که می‌پوشی
بو می‌دهی
به عطری که می‌زنی
معنا می‌دهی
به کلمه‌های بی‌ربطی
که شعرهای من می‌شوند …

منبع عكس ها:آوازك

خدايا...

•.♥خــدایـــــــــــــــــــ ــــــــا . . .


ایــنــکه مــیــگن از رگــ ِ گــردن


نــزدیــکــتــری و ایــن حرفــا


در ســطحــ ِ فهم و درکــ ِ مــن نــیــــســت

یه دقیــقــه بــیــا
پائــیــن
بــــغـــلــــم کن♥.•
 
 

پدر...

بايد دختر باشي تا بداني پدر لطيف‌ترين موجود عالم است...

بايد دختر باشي تا ته دلت قرص باشد که هيچ‌وقت

جاي دست پدر روي صورت‌ات نخواهد افتاد مگر به نوازش!

بايد پدر باشي تا بداني دختر عزيزترين موجود عالم است...

تا پدر نباشي نمي‌تواني درک کني دختر داشتن افتخار پدر است!!!

بايد دختر ِ پدر باشي تا احساس غرور کني...



بايد پدر-دختر باشيد تا بدانيد چه شگفتي‌هايي دارد اين عالم!

چه عزيز است اخم تلخ پدر و ناز دختر...

چه نازک است دل پدر که طاقت ديدن اشک دختر را ندارد...

بايد پدر-دختر باشيد تا...

پدرم، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم

فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند!!!


من بعد از خوندن اين متن واقعا گريه كردم

من عاشق بابامم

پدر دوستت دارممممممممممممممممم

منبع:انجمن stories1



يادت نيست...

تو یادت نیست

اما من خوب به خاطر دارم

که برای داشتنت دلی را به دریا زدم

که از آب واهمه داشت:383:


سلاااااااااااااااام دوستاي گلم چطورين؟؟؟؟

راستش من واقعا از انتخاب عنوان بدم مياد براي همين عنوان اين مطلب اينجوري شد

يعني به خدا من بدبخت و بيچارم :383:

هفته ي ديگه همش امتحان دارممممممممممممممممممممممممممممممم:A_040:

هيچي هم نخوندم:A_134:

يه معلم داريم انقده باحاله

ولي وقتي عصباني ميشه ديگه... :av2:

چهارشنبه امتحان زبان داشتيم آقا يعني من يك سوتي دادم  كه معلم ميخواست قاچ قاچم كنه :A_166::A_177:

بعدم سر زنگ آمادگي دفاعي گروهي نشسته بودم قبل از اينكه معلم بياد يكي از دوستام يه چيزي از دهنش

در رفت منم هر كاري ميكردم بقيشو نميگفت وقتي معلم اومد مجبورش كردم بياد پيشم بشينمه از زير زبونش حرف بكشم طفلك اون زنگ مرد و زنده شد آخرشم هيچي نگفت;A-616;


روز دوشنبه هم ما ميخواستيم خير سرمون معلم باشيم گفتيم حتما اينا ميگن زنگ هاي تفريح برين تو دفتر


بشينين چايي بخورين كلي به بقيه ي بچه ها پز داديم  روز بعد سر صف گفتن چون ما به تعدادتون صندلي نداريم فقط كادر اجرايي بيان تو دفتر !!!

يعني ضايع شدتن تا چه حد;A-644;


من شدم معلم حرفه :A_077:


حالا معلم حرفه ما هم انقد بد اخلاقه كه نگو :A_150:

درس كه نميده هيچ ميگه جلسه ي بعد از كل بخش امتحان يعني ميخوام خفش كنممممممممممم;A-659;


معلم فارسيمون گفت روز شنبه امتحان

ما هم بشين عين چي درس بخون

شنبه رفتيم سر كلاس ميگه :اٍ ...مگه شما امتحان داشتين؟؟؟خب عيب نداره  با بخش بعدي امتحان ميگيريم

يعني من اونموقع اين شكلي بودم:A_215:من بيچاره اون همه خوندم آخر هيچي به هيچي;A-567;

  

خوب ديگه ميدوستمون :A_026:



ديوانگي...

دیــوونگــی یعــنی :

عکسشــو تو گوشــیت هی نیگــاه کنی ، واســه بار هــزارم . . .


انگــار تاحــالا نــدیدیش . . !


بگی خــو آخــه دلم همــش یه ذره میشــه بــرات . . .


بغــض کنــی و زرتــــی اشکــات بــریزه . .


شمــارشــو با ذوق بگــیری شــاید اینبار جــوابتو داد. . .


شــاید با مــهربونی بگــه جــــــونم . .


شــاید. . شــاید. . شــاید. . 


بــازم هــمین صــدای مســخــره تو گوشــت بپــیچه :


مشــــترک مورد نــظر پاسخــگو نمیــباشــد. . لطــفأ مجــددا بمــیرید . . . !


Avazak.ir Line9 تصاویر جداکننده متن (1)
[
همیشــــ ـــ ـه از آمدن ِ ن بر سر کلماتــــــ ـــ ـ مـی ترسیــدَم !نـ داشتن ِ تو ...نـ بودن ِ تو ...

نـ ماندن ِ تو ...

.

.

.

کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایــــ ـــ ـم می سوختـــــ ـــ ـ

و خبــری مـی داد از

نـ رفتن ِ تـــو ..

يك نفر...

یک نفر درهمین نزدیکی ها
چیزی
به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است
خیالت راحت باشد
آرام چشم هایت را ببند
یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است
یک نفر که از تمام زیبایی های دنیا

تنها تورا باور دارد...

منبع عكس:وب سمانه جووووووني


دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی
خشن تر , عصبی تر , کلافه تر و تلخ تر …!!
و جالب تر اینکه ….
با اطراف هم کاری نداری …
همه اش را نگه میداری

و دقیقا سر همان کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی....

                                                                        http://naghmehsara.ir/wp-content/uploads/2012/10/18.jpg        
     دمش گرم …

باران را می گویم،

به شانه ام زد و گفت:

خسته شدی …

امروز را تو استراحت کن…

من به جایت می بارم. “


دلت قصه نمی خواهد؟؟
دفتر خاطراتم از درد دل های تو میگوید
قلمم در انتظار توست
یکی بود .
یکی بد جوری نبود…….



 باران کـه میبـارد……

دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود…..

راه می افـتم …

بـدون چـتـر …

من بـغض می کنـم ….

آسمـان گـریـه …

وای که چه دردی دارد…

آری،دلتنگی را میگویم



مـــــن

نبودنت را ، تــــــاب می آورم

رفتنت را ، تحمـــــّل میکنم ...

فراموش شدنم را ، بــــاور میکنم...

امــــــا......

فــــــراموش کردنــــــت...دیگر...کـــــارِ مــــــن

نــــــیست ....!!!

بارون...

باران هميشه ميباره و مردم ستاره ها رو بيشر دوست دارن

نامرديست....

آن همه اشك رو به يك چشمك فروختن!!!!!!!!


سلاااااااااااااااااااااااام

واي نميدونين دلم چقد تنگ شده بودشما چطوري؟اوضاع بر وفق مراده؟؟؟

برنامه ي ثابتمون رو دادن اينقد افتضاحه كه نگو

 تازه عين توپ فوتبال هي از اين كلاس شوتمون ميكنن اون كلاس

ولي خوب ما كه جرئت اعتراض نداريم

سه شنبمون داريم دو زنگ علوم بعد دو زنگ زبان انگليسي بعد هم دوزنگ رياضي حالا آخرش يه ديني هم برامون گذاشتن ولي آخه چقد ما بدبختيمروز بعدش هم دوباره زبان داريم

شنبه هم امتحان علوم دارم از كل بخش شيمي جلسه ي قبليمون داشتيم آزمايش انجام ميداديم انقد حال داد كه نگو كلي خنديديم

سر زنگ تاريخ و اجتماعي و جغرافيا  هم كه فقط ميخنديم خيلي معلم باحالي داريم ولي خيلي اذيتش ميكنيم

آمادگي دفاعي هم كلا درس مزخرفيه  هيچي ازش نميفهمم.حرفه هم از اون بدتر

اون روز دارم به دختر عمم از درسام شكايت ميكنم ميگه وايسا بياي دبيرستان ميگي اون درساي راهنمايي كه آب خوردن بود

البته راستم ميگه داشتم كتاب شيميش رو نگاه ميكردم يه چيزايي توش بود كه همبنجوري مونده بودم

خوف ديگه حرفي ندارم 

ميدوستمتون باااااااااااااااااااااااااااااااااي

 


 

دروغ...

سلاااااااااااااااااااااام بله بنده باز هم بازگشتم....

متاسفانه مدارس هم شروع شد ما هم بايد بريم سر درس و مدرسه

برنامه ي شنبمون هم انقد گنده كه نگو همش درسامون رو ميخوان بپرسن

مديرمون هم عوض شدهيه جوريه كه جرئت نميكني دو متريش بري

بابا آخه سال آخرمونه ميخوام شلوغ بازي در بياريم اما مگه اين مديره ميزاره!!!!!!!!!!!!!!!   

سال ديگه ميريم اول دبيرستان ميشيم كوچولو هاي مدرسه....!!!!

هي روزگار........

خوب ديگه بريد بخونيد

نظر هم نفراموشيد

بووووووووووووووووووووووووس


  از همان ابتدا دروغ گفتند! 

مگر نگفتند که "من" و "تو" ، "ما" میشویم؟!

پس چرا حالا "من" اینقدر تنهاست!

  از کی "تو" اینقدر سنگ دل شد؟!...

اصلا این "او" را که بازی داد؟!... 

که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "ما""!

میبینی قصه ی عشقمان!

  فاتحه ی دستور زبان را خوانده است ...


چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی " نــــذار برم ":

یعنـــــــی بــرم گــــردون

سفــــت بغلـــــم کـــن

ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و بگــــــو: "

خداحافــــظ و زهــــر مـــار

بیخــــــود کــــردی میگی خداحافـــــظ

مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!

مــــــگه الکیــــــــه!!!!"


بفهـــــــــــم لعنتـــــی !

בارد نــــاز تـــــو را میکشــــد

בختــــــرے کـــه از غـــرور خورشـــید هـــم بــه گــرد پایــــش نمــے رســــد . . . 


بگـــذار آغوشم بـــرای همیشه یخ بـــزند .

نمی خواهم کـــسی شـــال گردن اضافی اش را دور گـــردن احســـاسم بیاندازد ...!


هر چقدر عطـــرت را عوض کنی

باز هم تنـــت، بوی کثیف خیـــانت را میدهد…

عزیز لعنـــتی ام… 



بغض ميكنم...

مَــــــن عاشقــــــــانه دوستـــــــــش دارَم

و او


عاقِـــــــــــلانه طَــــــــردم مــی کُنــــــــــد
...

مَـــنطِـــق ِ او حتـــــــــی از حِـــماقـــــــــــتِ مَـــــــن هَـــــــــم،


اَحمــَقـــــــــانه تَر اســــــــــت
...!


http://s3.picofile.com/file/7504655806/999999.jpg


/**/

خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری

بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری

میگویی : دلم برایت تنگ است

یا مرا به بازی گرفته ای

یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی

دلتنگی ارزانی خودت
. . .


/**/

 

چِشم بَـــــسته اَز فَرسنگ ها می شِناسَمَتــ

…!
این تَـــــلاشتــ برای گم شُــدن مَــرا می خَندانَد…!

کِنــ ـآرم هَسـتـــے اما

...        

   بُغض میکُنـم اَز ایـن بُودَن وَ نَبـُ ـودَنَت...


ميدانم....

دِلـَــم بَرایِ یک نفـــر تـَـــنگ اَست....

نه میدانَم نامَــ ــش چیست...وَ نَه میدانَم چِــ ــه می کُنَد...

حتَی خَبَری اَز رَنگِ چِشم هایَش هَم نَدارم....

رنگ موهایش را نمی دانم....

َلَبخَنـــدَش را ...فَقَط میــدانَم کِه بایَد باشَد وَ نیــست

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

مـے בانـــم داشتنـت آرزوي محاليست ...

امـــا به בوست داشتنـت که مــےتوانـم افتخــار کنـــم ...!


خنده....

تو به افتادن من در خیابان خندیدی

و من تمام حواسم به چشمان مردم بود

که عاشق خنده ات نشوند!

 

 

 

آسمون

                                  چقدر خوب می شــداگه یــک بــار

                                         فقط برای یــک بــار

                                       اســـمون به زمین بیـــاید

                                       تا وقتی اشــکـ میریزیــم

                               نگویند:مگر اســمان به زمین اومــده؟


                       

               

مي خواهم برم يه گوشــه بشينمـ

پشــتـــ به دنيا كنم

پاهامـــــو بغل بگيرمــــــ

و...

بلــنــــد بلــنـــد بگم:من ديگه بــازي نمي كنـــــم...

آرزوي شيرين

چه سخت استـ تشبيع عشق بر روي شانه هاي فراموشيـ

وقتي ميداني  پنچشـنبه اي نيسـت تا كســي بر بي كسي ات فاتـــحه اي بخوانـــد

 

گُفت : فَرق رویا  با  آرزو چیست ؟
گُفتم : آرزو یِک حَقیقَت نَزدیک اَست وَلی روُیا یِک آرزوی شیرین دَست نَیافتنَی !
گفت من رویا هستم یا آرزو ؟
گُفتم رویایی كه به حَقیقَت پیوَستَن آن 
يك آرزوی شیرین اَست !♥ ... ♥

 

 

دلتنگي...


سلام بر دوستان گلم خوبين؟
من كه هميشه خوبم
 كلا من هيچوقت حالم گرفته نيس نميدونم چرا؟
البته نه هيچوقت هيچوقت بعضي اوقات حالم بي دليل گرفتس
لابد خدا خيلي دوستم داره
امروز دلم خيلي براي مدرسه و دوستام تنگ شده
قبلا تو يه پست گفته بودم:
انصاف نيس كه فقط سه ماه تعطيل باشيم
ولي حالا تعطيلي ها برام خيلي كسل كننده شدن
دلم براي موقع امتحانا كه نيم ساعت زودترميرفتيم
با دوستام مسخره بازي درمي آورديم
حرف ميزديم
سربه سر همديگه ميزاشتيم تنگ شده
يا اون روزايي كه خانوم مديرمون از دستمون شاكي بودن و هي ميومدن در كلاس شكايت ميكردن كه چرا اينقد سرو صدا ميكنين(البته ما خيلي بچه هاي خوبي بوديم بقيه سر و صدا ميكردن)
اميدوارم دوستام هرجا هستن سالم و موفق باشن

 

Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

در آغوش خدا گريــه ميكردم

خدا پرسيد:فرزنــدم پس آدمـت كو؟

گفتم:در آغوش حواي ديگريست.

Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

 
 تلخ ترين حقيقت عمرت اينه
كه وقتـي دلتنگ آغوشـشـي
يادت بيـاد الان آغوشـش مال يكي ديگس
 
Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

دلتنگي حس نبودن كسي است
كه تمام وجودت
يكباره تمناي وجودش را ميكند
 
 
Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)
با همه بوده استـ
عجب هـرزه ايستـ تنهايي

غيبت طولاني

ســــــــــــــــــــــــــــــلام ببخشید من بعد یه غیبت طولانی اومدم.وقتی نبودم اون یکی وبم رو آپ کردم و کلی هم آلبوم بارون شدم.خوب ماه رمضون رو به همه تبریک میگم وهمونطور که میدونید المپیک ۲۰۱۲لندن هم داره کم کم شروع میشه  برای ورزشکارامون آرزوی پیروزی و موفقیت رو دارم.

 یه چند تا مطلب خوشگل توی یه مجله خوندم که چند تاشون رو براتون میزارم نظر یادتون نره

Avazak.ir Line3 تصاویر جداکننده متن (1)

مي دونيد چرا وقتي بزرگ ميشم به جاي مداد خودكار دست ميگيريم؟

تا ياد بگيريم همه ي اشتباهات پاك شدني نيستند.

Avazak.ir Line3 تصاویر جداکننده متن (1)

بگذاريد و بگذريد

،ببينيد و دل نبنديد،

چشم بياندازيد ولي دل نبازيد،

كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت.

Avazak.ir Line3 تصاویر جداکننده متن (1)

پازل دل يكي رو به هم ريختن هنر نيست......

هر وقت تونستي با تيكه هاي شكسته ي دل يكي پازل بسازي هنر كردي.

Avazak.ir Line3 تصاویر جداکننده متن (1)

 

زندگي دفتري از خاطره هاست ...

يك نفر در دل شب يك نفر در دل خاك...

يك نفر همدم خوشبختي هاست....

 يك نفر همسفر سختي هاست....

چشم تا باز كنيم عمرمان ميگذرد .....

ما همه همسفريم....

 http://s3.picofile.com/file/7443137204/Avazak_ir_Girl105.jpg

مطلب خوشگل

سيلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دوستاي گل خودم ببخشيد دير شد اصلا حس

مطلب گذاشتن نداشتم يه بار ميخواستم مطلب بزارم بلاگفا خطا ميداد ميگفت

اطلاعات فرم ناقص است هر كاريش كردم نذاشت.

خوب حالا بيخيال اينها امروز من بيچاره حسابي رفتم سر كار.سه تا از دوستان گرانقدر بنده رفته بودن ثبت نام كنن از توي مدرسه انقد با اس ام اس هاشون منو سر كار گذاشتن كه مي خواستم همشون رو بكشم.بعد هم خانوم مديرمون بهشون گفتن اتاق تكنولوژي رو تميز كنن آخ كه دلم خنك شد.

چند روز پيش از طرف مدرسه ميخواستن ببرنمون جشنواره ي تجليل به خاطر تئاترمون كه توي استان سوم شد انقد تو راه با بچه ها مسخره بازي كرديم كه كم مونده بود راننده پرتمون كنه بيرون.

تو راه رفت من بيچاره خسته بودم خواستم دو دقيقه چشمامو رو هم بزارم جايي هم نبود سرمو بهش تكيه بدم سرم بين آسمون و زمين معلق بود ولي اصلا متوجه نشدم كي خوابم برد هدفون تو گوشم بود و داشتم به دوستم تو ي ميني بوس (آخه ما يه اتوبوس بوديم و يه ميني بوس) اس ام اس ميدادم كه چشمام گرم خواب شد

  بعد از يك ربع كه از خواب پاشدم ميبينم رفيقم داره ميخنده( اينجوري ميخنديد)هر چي ميگم چي شده جواب نميده آخر رو كرده به من ميگه ازت تو خواب فيلم گرفتيم وقتي فيلم رو ديدم از خنده روده بر شدم.

وقتي هم كه رسيديم رفتيم تو سالن جشنواره از ساعت ۹تا ۱۲ ظهر ما رو نگهمون داشتن فقط هم حرف ميزدن منم ديگه داشت حوصلم سر ميرفت هدفون زدم به گوشم اهنگ گوش ميكردم هيچكي هم نفهميد.

جايزه هامون رو هم مستقيم ندادن،دادن به كارشناسمون كه تو شهر خودمون بهمون بده توي راه ما ها انقد التماس كرديم آقا تو رو به جون زن و بچت بده(واقعا كه نگفتيم اينو گفتم يعني بدونين  خيلي به آقاهه التماس كرديم)بالاخره جايي كه براي نماز وايستاديم جايزه هامون رو داد.يه كارت هديه ۳۰هزار تومني بود.

بعد هم گفتيم ميني بوس رو نگه دارن آقايي كه باهامون بود رو راضي كرديم برامون بستني بخره.بعد هم كه همه در خواب ناز بعد از ظهر بودن كلي فيلم و عكس گرفتيم و مسخره بازي در آورديم

پريروز هم رفتم كارنامم رو گرفتم ۲۰شدم هورااااااااااااااااااااااااااا به جز اجتماعيم كه نوزده و نيم بودآخه من موندم اجتماعي درسيه كه بخوام توش كم بگيرم خلاصه ديگه سيستم نمرم رو بيست كرد

حالا هم گفتم بيام براتون يه آپي بكنم اميدوارم خوشتون بياد

اوليش به افتخار دوران شيرين دبستان

قدیم می گفتم : روی تخته خط بکش ،گوش مرا نکش،مشق هایم را خط نزن،مرا نزن ،هرچه تکلیف می خواهی بگو ولی امتحان سخت نگیر . امّا حالا می گویم :گوشم را بکش ،مرا بزن ،امتحان سخت بگیر ولی مرا به یک لحظه از دوران دبستان بازگردان.(آخ كه چقد دلم براي اون دوران تنگ شده،حالا همچين ميگم دلتنگم هر كي ندونه فك ميكنه دانشگاهيم)

Avazak.ir Line6 تصاویر جداکننده متن (1)

مانده ام در کوچه های بی کسی

سنگ قبرم را نمی سازد کسی

بهترین یارم مرا از یاد برد

سوختم خاکسترم را باد برد

Avazak.ir Line6 تصاویر جداکننده متن (1)

 

 اگر چشمان من دریاست    تویی فانوس شب هایم

اگر حرفی زدم از عشق       تویی مفهوم و معنایش

 

Avazak.ir Line6 تصاویر جداکننده متن (1)

 

دلخراش است که عاشق به مرادش نرسد

 در پی عشق بسوزد و یارش نرسد

Avazak.ir Line6 تصاویر جداکننده متن (1)

 

هیچ وقت از خدا نخواستم همه ی دنیا ماله من باشه

 فقط خواستم کسی که دنیای منه ماله هیچ کس نباشه

 

Avazak.ir Line6 تصاویر جداکننده متن (1)

 

ای که دور از من و در قلب منی

    دوست دارم که بدانی همه دنیای منی

Avazak.ir Line6 تصاویر جداکننده متن (1)

دوستون دارمممممممممممممممممممممممممممم

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

سلام عزيزاي من خوبين؟خوشين؟امتحانامون ۲۳خرداد تموم شد ولي وقت نشد بيام ببخشيد

.ديگه آزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااددددددددددددددددددددددددديييييييييييييييييييييييييييييييييييي

 ولي خداييش بعضي وقتا نميدونم از بيكاري چيكار كنم.خوب حالا بريم سراغ آپ امروزمون

وقتی کسی رو که دوستش داری

میبینی که بی تو شاد و خوشحال تره...

و هیچ تغییری توی زندگیش نه با بودنت و

نه با نبودت ایجاد نکـــردی...

وقتی اشکات میخواد بباره...

 بهش میگی:

هیــس آرومتر ..

کاری نکن که عذاب وجدان بگیره

                                              Avazak.ir Line2 تصاویر جداکننده متن (1)

 چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم دیرینه روقلبت  گذاشت ذل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری

،چقدرسخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده،

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیدش هیچی به جز سلام نتونی بگی ،

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه ولی مجبورباشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری،

چقدر سخته گل آرزوهات رو توباغ دیگری ببینی و هزار یار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک.

                           

Avazak.ir Line2 تصاویر جداکننده متن (1)