سيلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دوستاي گل خودم ببخشيد دير شد اصلا حس
مطلب گذاشتن نداشتم يه بار ميخواستم مطلب بزارم بلاگفا خطا ميداد ميگفت
اطلاعات فرم ناقص است هر كاريش كردم نذاشت
.
خوب حالا بيخيال اينها امروز من بيچاره حسابي رفتم سر كار.سه تا از دوستان گرانقدر بنده رفته بودن ثبت نام كنن از توي مدرسه انقد با اس ام اس هاشون منو سر كار گذاشتن كه مي خواستم همشون رو بكشم
.بعد هم خانوم مديرمون بهشون گفتن اتاق تكنولوژي رو تميز كنن آخ كه دلم خنك شد.
چند روز پيش از طرف مدرسه ميخواستن ببرنمون جشنواره ي تجليل به خاطر تئاترمون كه توي استان سوم شد انقد تو راه با بچه ها مسخره بازي كرديم كه كم مونده بود راننده پرتمون كنه بيرون.
تو راه رفت من بيچاره خسته بودم خواستم دو دقيقه چشمامو رو هم بزارم جايي هم نبود سرمو بهش تكيه بدم سرم بين آسمون و زمين معلق بود ولي اصلا متوجه نشدم كي خوابم برد هدفون تو گوشم بود و داشتم به دوستم تو ي ميني بوس (آخه ما يه اتوبوس بوديم و يه ميني بوس) اس ام اس ميدادم كه چشمام گرم خواب شد
بعد از يك ربع كه از خواب پاشدم ميبينم رفيقم داره ميخنده(
اينجوري ميخنديد)هر چي ميگم چي شده جواب نميده آخر رو كرده به من ميگه ازت تو خواب فيلم گرفتيم وقتي فيلم رو ديدم از خنده روده بر شدم
.
وقتي هم كه رسيديم رفتيم تو سالن جشنواره از ساعت ۹تا ۱۲ ظهر ما رو نگهمون داشتن فقط هم حرف ميزدن منم ديگه داشت حوصلم سر ميرفت هدفون زدم به گوشم اهنگ گوش ميكردم هيچكي هم نفهميد
.
جايزه هامون رو هم مستقيم ندادن،دادن به كارشناسمون كه تو شهر خودمون بهمون بده توي راه ما ها انقد التماس كرديم آقا تو رو به جون زن و بچت بده(واقعا كه نگفتيم اينو گفتم يعني بدونين خيلي به آقاهه التماس كرديم
)بالاخره جايي كه براي نماز وايستاديم جايزه هامون رو داد.يه كارت هديه ۳۰هزار تومني بود
.
بعد هم گفتيم ميني بوس رو نگه دارن آقايي كه باهامون بود رو راضي كرديم برامون بستني بخره.بعد هم كه همه در خواب ناز بعد از ظهر بودن كلي فيلم و عكس گرفتيم و مسخره بازي در آورديم
پريروز هم رفتم كارنامم رو گرفتم ۲۰شدم هورااااااااااااااااااااااااااا به جز اجتماعيم كه نوزده و نيم بود
آخه من موندم اجتماعي درسيه كه بخوام توش كم بگيرم
خلاصه ديگه سيستم نمرم رو بيست كرد
حالا هم گفتم بيام براتون يه آپي بكنم اميدوارم خوشتون بياد
اوليش به افتخار دوران شيرين دبستان
قدیم می گفتم : روی تخته خط بکش ،گوش مرا نکش،مشق هایم را خط نزن،مرا نزن ،هرچه تکلیف می خواهی بگو ولی امتحان سخت نگیر . امّا حالا می گویم :گوشم را بکش ،مرا بزن ،امتحان سخت بگیر ولی مرا به یک لحظه از دوران دبستان بازگردان.(آخ كه چقد دلم براي اون دوران تنگ شده،حالا همچين ميگم دلتنگم هر كي ندونه فك ميكنه دانشگاهيم)
مانده ام در کوچه های بی کسی
سنگ قبرم را نمی سازد کسی
بهترین یارم مرا از یاد برد
سوختم خاکسترم را باد برد
اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شب هایم
اگر حرفی زدم از عشق تویی مفهوم و معنایش
دلخراش است که عاشق به مرادش نرسد
در پی عشق بسوزد و یارش نرسد
هیچ وقت از خدا نخواستم همه ی دنیا ماله من باشه
فقط خواستم کسی که دنیای منه ماله هیچ کس نباشه
ای که دور از من و در قلب منی
دوست دارم که بدانی همه دنیای منی
دوستون دارمممممممممممممممممممممممممممم